تبلیغات
تا ته دنیاآآآآآآ... - داستان زیبای مورچه و حضرت سلیمان

                            مورچه و سلیمان

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید  که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.

از او پرسید:چرا این همه سختی را متحمل میشوی؟

مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید ومن به عشق وصال او میخواهم این کوه را جابجا کنم.

حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمیتوانی این کار را انجام بدهی.

مورچه گفت: " تمام سعی ام را می کنم...!"

حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. 

مورچه رو به آسمان کرد و گفت:خدایی را شکر میگویم که در راه عشق پیامبری را

                              به خدمت موری درمی آورد ...



[ سه شنبه 6 تیر 1391 ] [ 12:37 ب.ظ ] [ "ســاغــــ♥ـــر" ]

[ نظرتو میگی..؟() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
آمار سایت